تبلیغات
امانتـــی در دست... - از تا.................. از.....
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟










شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : محمد حسین صیادپور
اونقد ادبی و به قول معروف کتابی نوشتیم که عامیانه صحبت کردن هم یادمون رفته...از دغدغه هایی همچون پوپولیستی برخی ها، ریا و تزویر، مجازات و قتل، دعوا و ... از شکار غیر مجاز و ناهنجاری ها و ... از شکار پلنگ کمیاب در شهرستان رودبار، از مسائل زندانیان و دادگاه ها، از ریختن زباله ها و نخاله های ساختمانی در نفس شمال(سفیدرود)، از اختلاس های بلند بالا، از خوردن حق بچه ضعیفا و....از همه و همه نوشتیم و گفتیم؛ اما.....انگار باید فتیله اش را پایین بیاریم؛ باید برایتان از عشق و محبت، از نگاه معصومانه دخترک به دستان پر پینه مادر، از رکاب دوچرخه ای که راکبش یک دست ندارد، از مادر نجات یافته سرطانی، از شادی کودکان کار، از غروب زیبای خورشید در دل آسمان، از شهاب های زیبای سیاهی شب، از بوسه بر پیشتانی مادر، از گرفتن دست پدر مهربان، از ریختن گلاب بر قبر رفتگان، از جیک جیک جوجه گنجشک ها که بر شیروانی خانه ام مامن گزیده اند، از مدیر پرتلاش اداره ای که کشتن وقت را خیانت در حق مردم می داند، از بوی خوش گل محمدی، از ماهی زنده در آب، از پرنده یاکریمی که هر روز صدای زیبایش را به گوش های پر صدایمان می رساند، از یک لقمه نان و خیار و گوجه بهمراه پنیر محلی ، از تخم مرغ محلی که شاید روزی جوجه زیبایی شود، از آبشار زیبایی که حیاتش را از یخ شدن برف ها گرفته، حتی از بوسه لاستیک خودرو بر کف آسفالت جاده، از لاک پشتی که عاشقانه دنده یک گذاشته و آرام آرام می رود و از همه و همه باید بگوییم. زندگی زیباست. از قل قل کردن آب در کتری آتشی، از زنگ آیقون خانه ، از تلفن و موبایل، از واتس آپ و فیسبوک و وایبر، از لاین و....از همه اون چیزایی باید بگیم که ارتباط ما رو با اطرافمون، با عزیزامون و با مردممون زیاد کرده ، از توپ پلاستیکی توی جاده خاکی خونه ها، از قدیما، باید گفت از چیزایی که برامون نوستالژی شدن، از روباه مکار و زاغک، از پتروس جوان، از بابا آب داد،از تصمیم کبری تا باز باران با ترانه، از ای کاش من هم پرنده بودم، از همه و همه، دلم برای نوستالژی ها تنگ شده، این جا زندگی حیات را می جوید و من در جستجوی حیاتی ارامم، پیداش خواهم کرد و با او خواهم رفت، از این دیار ، از دیاری که دروغ جای صداقت را گرفته و دیگر باز نخواهد گشت آرامش خیالی که در کودکی داشتیم، می خواهم برایتان از لحظه زیبای تولد نوزادی بگویم که بدنیا آمدنش با گریه و رفتنش هم با آه و گریه همراه خواهد بود، بگویم....اگر دنیا با وفا بود نام دخترانه رویش نمی گذاشتند......غمی دارم اندر دل...اگر گویم زبان سوزد...اگر پنهان کنم، ترسم که مغر استخوان سوزد.....شاد باشید، زندگی حق ماست



نوع مطلب :
برچسب ها : محمد حسین صیادپور، شهرستان رودبار،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 مرداد 1393 08:54 ق.ظ
از لرستان خیلی با حالی
یکشنبه 1 تیر 1393 11:12 ق.ظ
سلام متن خوبیه اما ویرایش نشده وایرادز یادداره موفق باشی.
سه شنبه 13 خرداد 1393 10:44 ب.ظ
خیلی به دل نشست...کارتون عالیه...ممنون از احترامی که به ارباب رجوع در دفتر هفته نامه می ذارید...واقعا جای تحسین داره
محمد حسین صیادپور ممنون از شمای بی نشان...وظیفه است
سه شنبه 13 خرداد 1393 10:30 ب.ظ
سلام مهندس گل...آقا از دلنوشته شما استفاده بردیم....بچه های ایرانخودرو هنوز دوست دارن....تهران بی تو صفایی نداره با مرام
محمد حسین صیادپور سلام به روی ماهتون....سپاس فراوان
یکشنبه 11 خرداد 1393 10:59 ق.ظ
ازصدای گذرآب چنان میفهمم تندترازآب روان عمرگران میگذرد زندگی رانفسی ارزش غم خوردن نیست آنقدرسیربخند که ندانی غم چیست .لحظه هایت بی غممممممممممممممممممممممممممم.
محمد حسین صیادپور ممنونم از شما....برایتان آ
رزوی بهترین ها را دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید