تبلیغات
امانتـــی در دست... - خودتان قضاوت کنید....
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟










یکشنبه 6 اسفند 1391 :: نویسنده : محمد حسین صیادپور

سلام بر همه شما بزرگواران

سال ها گذشته و بنده هم با تمام مسائلی که در ادامه خواهید خواند دست و پنجه نرم کرده ام...گوشه ای از الطاف دوستان را در معرض دید می گذارم تا خودتان قضاوت کنید...نظرات افراد بدون هیچ کم و کاست در خروجی قرار گرفته است...خودتان قضاوت کنید.


انتظار ندارم این متن را بخوانی!!!

لب سیاه

یکشنبه 6 اسفند 91 19:08

سلام-توچقد خوشبختی همچی آرومه توی کافی نت گلسار چشات خوب میبینه -

خجالت بکش پسرخوب

پاسخ شما : با سلام و تشکر از اینکه به وبلاگم سر زدید..

صد در صد باید خجالت بکشم، همه باید خجالت بکشیم که کشورمون اینطوری شده...بنده هم باید خجالت بکشم که صحنه هایی رو دیدم که دلم نیومد تو دلم نگه دارم..امیدوارم خداوند به شما چشم بصیرت و به بنده کمی درک بالا دهد تا شما دوستان را بهتر بشناسم.




لطفا به ادامه مطلب بروید

 

 

در گلسار رشت به من چه گذشت؟؟؟؟

امید

یکشنبه 6 اسفند 91 19:04

سلام-هر حرف رو نباید بگی توفکر کردی کی هستی از دماغ فیل افتادی پایین-برو بابا توخودت پاش برسه معلوم نیست چکارمیکنی تونه اصلا من-بعدشم زدو قضاوت نکن این چیزا جو ملتهب میکنه بفهم آقای پارتی دار

پاسخ شما : با سلام...تشکر از اینکه از وبلاگم دیدن نمودید.

بنده یک انسانم....به طور یقین از دماغ فیل نیفتادم(این که سئوال نداره)... پاش برسه که خیلی هم رسیده سعی کردم خدا رو شاهد و ناظر بدونم و خداوند خودش عالم به امور هست...زود قضاوت نخواهم کرد چون 7 سال است که چشمهامو باز کردم و خیلی از چیزهاروهم نتونستم بگم چون ظرفیتش وجود نداره...پارتی من خداست( شک نکنید، چون خداوند را شاهد می گیرم هرگز نخواستم از پارتی برای پیشبرد کاری استفاده کنم) خداوند به همه ما لطف کند تا بتوانیم دیگران را درک کرده و کمتر تخریب نماییم


*******************************************************************************


در گلسار رشت به من چه گذشت؟؟؟؟

غریبه

سه شنبه 17 بهمن 91 08:59

سرک کشیدن تو کار دیگران عین فضولیه اخوی/مگه کسی تا حالا از تو پرسیده چرا این لباس پوشیده؟ در ضمن برای اینکه این چیزها واست عادی بشه یه سر بیا تهران/ در ضمن معمولا با کت شلوار که یک لباس رسمی و اونیکه تو پوشیدی یه مارکی هم روی سینه ات هست کمتر عینک دودی کوچکتر از صورت خود می زنند/بعد چه جوری یکبار اون خانم رفته سبزی خریده پولوشو نداده بعد باز هم دفعه بعد هم .../نکنه اون خانم سبزی فروش هم اینکاره بودی/ و فکر کرده تو هم دنبال .../ حالا واقعا دنبال کافی نت بودی

امکان ارسال پاسخ برای نظرات خصوصی وجود ندارد

*************************************************

 

ملاک قضاوت شما چی بود؟پول دار بودن و ماشین مدل بالا،لباس های گران قیمت و بد حجابی
گلسار118
یا حرف های اون خانم سبزی فروش؟
متاسف آقای مهندس،خبرنگار!
حیفه.
جوانی.
هنوز راه داری.
طرز نگاهتو عوض کن.
قرار نیست هرچی دیدی،هرچی شنیدی بنویسی.
اینها همه ظن هست.
به ظن و گمان اعتباری نیست.
به یافت های خودت از این نوشته چقدر یقین داری؟
فکر می کنی چرا سوءظن و بدگمانی چجوری ترویج میشه.
عزیز من اگر هم صحنه ای از زنا دیدی نمی توانی بیایی در جامعه هوار بزنی.
از نظر حقوقی 4نفر باید شهادت بدهن و زن هم اقرار کند و مشکلی از نظر...و...و... نداشته باشند.
شما به عنوان خبرنگار مسئولیت بیشتری داری؟لطفا دقت کن.
دوستدارت

پاسخ شما : با سلام بر شما و از اینکه متن بنده رو خوندی
دوست عزیز بنده ندیده روزگار نیستم اما فقط به این غبطه می خورم که چرا بعضی ها دارند و بعضی ها همانند خانم...که از آشنایان است باید برای تامین مخارج زندگی خانواده در خانه فردی کار کنند که در روز هزاران کار ناگفتنی می کند. چرا این همه شهید دادیم؟ برای اینکه آقای موسوی در سیاهکل که جانباز است برای رفتن به یک پارک باید 5000 تومان پول بدهد. آن هم روی ویلچری که لاستیک هایش از بس عوض نشده داغون شده اند...چرا گرانی آنقدر بیداد می کند که خود من نتوانم طلای عروسی ام را تامین کنم؟ چرا پدرم رفته و جانباز شده و حالا می گویند پدرت چند درصد است؟ می گویم 15 درصد و آقایان می گویند 15 هم شد درصد؟ و هیچ چیز به من تعلق نمی گیرد جز عصبانیت پدر مهربانم که از سر و گردن مجروح و موج انفجار گرفته است....چرا خانواده آقای جعفری در فلان جا باید 2 دختر خود را برای چرای گاو و گوسفند به ارتفاعات ببرد چون دخترانش بیکار در خانه می نشینند و نمی توانند نبود مادر را به خاطر یک اشتباه تحمل کنند. و اینکه چرا باید بعضی ها آنقدر داشته باشند که نمی دانند چه کنند و بعضی ها آنقدر نداشته باشند که نان شب را چطور باید تحمل کنند. آنقدر غصه در دل دارم که اگر بگویم کم است. فریادم این است که چرا مردم ما؟ چرا اختلاف طبقاتی؟ چرا؟


*****************************************************

 

گروه

پنجشنبه 16 آذر 91 20:29

kr.iosh@yhoo.com

حالا دیگه نظر ما را خراب می کنی و جایی گزینه های بچه های گروه را عوض می کنی. با چه جراتی این کار را کردی شما آخر نماینده محبوب ما را بدبخت می کنید و این تعویض مدیران قوی با مدیران ضعیف نمود همین موضوع است اگر راست می گیه نظر ما را داخل وبلاک خودت بزار.

پاسخ شما : با سلام بر شما
اگر تصمیمی در شهرستان اتخاذ می شود نظر بزرگان است و بنده هیچ نقشی در این موضوعات نداشته، ندارم و مایل هم نیستم که داشته باشم. ما همه اهل همین آب و خاکیم. خداوند خود شاهد است که هرگز نخواسته ام نماینده محبوبتان را بدبخت کنم. اگر شما با ایشان ارتباط داشته اید از وی بخواهید تا بگوید ما بدبختش می کنیم یا نه؟ ثانیا شما فکر می کنید ما آنقدر نفوذ داریم که به نماینده محترم شهرستان خط بدهیم؟ نه بزرگوار اینطور نیست. ثالثا در این جامعه هرگز نمی توان همه را راضی نگاه داشت، پر واضح است که هرفرد به دلیلی به نماینده نزدیک می شود اما به جرات می توانم بگویم هرگز از نماینده درخواست شخصی نداشته و نخواهم داشت. تفکر بنده این است که شهرستان ما با وجود برخی از گرگ صفتان که تنها به فکر منافع خود هستند آباد نخواهد شد. امیدوارم نماینده محترم شهرستان بتواند در این شرایط نا متعادل سربلند برون آید.
در ضمن یادمان باشد که تصمیم گیری های یکسوی و عجولانه تنها به ضرر شهرستان خواهد بود و امید است تمام ما حامی مسئولین شهرستان باشیم چون در این صورت است که می توان گفت ((همدلی از هم صدایی بهتر است)) امیدوارم خداوند همه ما را به راه راست هدایت نماید. اگر کوتاهی و اشتباهی از بنده سر زده است من عذرخواهی می کنم.
از اینکه به وبلا گم سر می زنید ممنونم. اگر خواستید واقعیت های بیشتری را بدانید و عجولانه قضاوت نکنید من در خدمتم. خوشحال می شوم.



حال خودتان قضاوت نمایید عزیزان







نوع مطلب :
برچسب ها : خودتان قضاوت کنید....، محمد حسین صیادپور، امانتی در دست، رودبار، گیلان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 01:45 ق.ظ
سلام
بعضی ها خودشون هن نمی دونن چی میگن
(عشق نوشته)پیام میزپذاره اعتراض میکنین
اگه پیاماتونو نذاره اعتراض میکنید
تعجب از خلقتتونم .
خدا صبرت بده
جمعه 18 اسفند 1391 09:14 ق.ظ
با سلام
وب سایت رسمی شهر شکوفه های زیتون با هدف شناساندن مرکز شهرستان رودبار و اطلاع رسانی افتتاح گردید. با توجه به اینکه هیچ مرجعی برای شناسایی مرکز شهرستان وجود نداشت اقدام به ساخت این وب سایت نمودیم. این وب سایت برای ارتقاع خود به یاری شما دوست رودباری نیازمند و افتخار دارد که شایستگانی چون شما زاده ی این شهرستان می باشند.
محمد حسین صیادپور با امید به موفقیت شما
شنبه 12 اسفند 1391 06:50 ب.ظ
در اون حد نیستم که بخوام نظری بدم. اما فک میکنم جزئی و سطحی نگاه کردنت به مسایل و مشکلات جامعه باعث شده این نظرات داده بشه. اینکه این زن چی پوشیده و چیکار کرده رو فقط میشه به عنوان یک مثال یا یک نمونه نام برد اما اینکه چه عواملی باعث شده تا در جامعه ی اسلامی شاهد چنین صحنه هایی باشیم رو باید به صورت موشکافانه بررسی کرد. خب در انتها انتقادات رو باید شنید. چه به حق چه ناحق. نباید سعی در خراب کردن حتی همین افرادی داشت که ازت انتقاد می کنند و بخوای با قرار دادن این مطالب چیزی رو اثبات کنی فک نکنم چیز خوبی باشه. چون با این کارت چه بخوای چه نخوای این افراد رو به مبارزه با خود میطلبی و این اصلا خوب نیست...
با آرزوی سربلندی ایران و ایران زمین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید