تبلیغات
امانتـــی در دست... - یک غفلت در آزادراه/دو خودرو را در آتش سوزاند
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟












سکانس اول:

از رشت به سمت رودبار، ساعت حدود 22، پنج شنبه هفتم دیماه؛ نرسیده به تونل های پایین دست جاده نصفی، سرعت 110 کیلومتر بر ساعت در مسیر آزادراه، از کنار توتکابن گذشتم و به راحتی مسیر را طی می نمودم تا به رودبار برسم، چند کیلومتری نگذشته بود که پایین دست جاده نصفی آتشی را مشاهده کردم که در کنار شانه جاده روشن شده بود.


 

کمی که نزدیک تر شدم ناگهان متوجه خودریی در میان آزاد راه-خط سبقت، یک- شدم. سرعت را کم کردم و از کنار نیسانی که با بار چپ کرده بود گذشتم و کمتر از 100 متر به دو خودرویی که در حال سوختن در آتش بودند رسیدم. خودرو  را در فاصله مطمئن از صحنه حادثه متوقف نمودم و فلاشرهای خطر را روشن کردم. دوربین را برداشتم و به سمت صحنه حادثه دویدم. سریعا به اورژانس115 زنگ زدم و گفتم به آتش نشانی نیز خبر دهند اما آنها گفتند نیرو فرستاده ایم. دو خودروی نیسان پاترول و  سواری هیوندای از عقب در حال سوختن بودند. من چهارمین خودرویی بودم که توقف کرده بودم و خودروهای عبوری به آرامی در حال توقف بودند. از دوستم که جزء اولین نفراتی بود که در صحنه بود پرسیدم کسی داخل خودروها مانده؟ گفت: نه، همه بیرون هستند. خودروها در آتش می سوختند و رانندگان خودروها با صورت های خونی تنها به آنها نگاهی گذرا می انداختند، چون احتمالا چیزی از خودروها باقی نمی ماند. صدای زیادی از داخل دو خودرو بلند شده بود؛ حجم آتش در حال زیاد شدن بود و کاری از دست ما بر نمی آمد. تنها می توانستیم دیگر خودروها را که با سرعت زیاد به صحنه نزدیک می شدند باخبر سازیم.

چند دقیقه ای گذشت، دقیقا یادم نمی آید اما حدودا 15 دقیقه ای می شد. در این دقایق خودروها کاملا در حال سوختن بودند و ما و تمامی مردم در انتظار رسیدن نیروهای آتش نشانی و اورژانس بودیم. به هر حال اورژانس-از مسیر رشت به تهران- رسید و مصدومان را به بیمارستان انتقال داد.

سپس نیروهای آتش نشانی-از مسیر تهران به رشت- به محل حادثه رسیدند و درصدد خاموش نمودن شعله های آتش بر آمدند.

محل حادثه پر از آدم هایی شده بود که تنها فیلم و عکس می گرفتند و انتظار می کشیدند تا آتش خاموش شود. نیروهای انتظامی، هلال احمر، امداد خودروی جاده ای و... همه آمدند تا هرکاری که از دستشان بر می آید انجام دهند. الحمداله پس از تلاش های این عزیزان آتش هایی که شعله اش چندین متر به آسمان زبانه کشیده شده بود خاموش شد.

 

سکانس دوم:

صحنه حادثه کجاست؟ چرا برخی از نیروها دیر رسیدند؟ چگونه باید آدرس محل حادثه را داد؟ این ها همه سئوالاتی است که مسئولین باید پاسخگو باشند. در اکثر مناطق طول تونل ها، فاصله با تونل بعدی و یا... نوشته می شود. با کمی تجزیه و تحلیل این حادثه می توان متوجه شد که نفر اولی که به حادثه رسیده و یا اینکه شاید خود راننده نیسان به اشتباه آدرس داده اند و یا نتوانسته اند آدرس بدهند. به همین دلیل برخی از نیروها دیر رسیدند. از مسئولین انتظار می رود در ابتدای هر تونل نام و یا نشانی برای آن معیین نمایند. بطور مثال اگر در همین حادثه تابلوی مشخص و یا نشانی نزدیک برای آدرس دادن بود بی شک نیروهای امدادی هر چه زودتر بر سر صحنه حادثه حاضر می شدند.

 

محمد حسینی از اولین رانندگانی بود که به محل حادثه رسید می گوید:

اولین فردی را که دیدم راننده نیسانی بود که خودرویش در خط سبقت چپ کرده بود و او به من هشدار داد تا آرام بروم. کمی جلوتر که آمدم دو خودرو دیدم که با هم تصادف کرده اند. بنا به وظیفه و حس نوعدوستی توقف کردم و ابتدا به سمت خودرو هیوندای رفتم و راننده آن را از خودرو پیاده کردم و به داخل خودروی خودم بردم. بعد به آتش نشانی و سپس به اورژانس زنگ زدم. حواسم به راننده پاترول نبود چون فردی را داخلش ندیم. تا آن لحظه هیچ کدام از خودروها آتش نگرفته بود. ناگهان دیدم از پشت پاترول آتش شروع به زبانه کشیدن کرد و یک لحظه متوجه شدم فردی داخل پاترول است. سریعا به سمت پاترول رفتم و راننده این خودرو را که کاملا خون آلود و گیج بود از خودرو بیرون آوردم. وی را نیز به داخل خودرویم بردم و از هر دو راننده پرسیدم که افراد دیگری در خودروهایتان نیست که گفتند نه... باد شدید در حال وزیدن بود که ناگهان حجم آتش زیاد شد و...

وقتی دیدم این حادثه رخ داده خودم را جای آنها گذاشتم. آنها هم انسان بودند و حق حیات داشتند. اگر کمی دیر جنبیده بودیم شاید جان خود را از دست می دادند. در پایان از همه کسانی که زحمت کشیدند تشکر می کنم.

هفته نامه شکوفه های زیتون نیز از تمامی نیروهایی که برای امداد رسانی به مجروحان بر سر صحنه حادثه حاضر شدند تشکر و قدردانی خود را اعلام می دارم.















نوع مطلب :
برچسب ها : رودبار زیتون، آزادراه، تصادفات، تصادف در آزادراه، آتش سوزی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 دی 1391 07:46 ب.ظ
وبلاگ شخصی مدیرمسئول نشریه شکوفه های زیتون مجددا شروع فعالیت نمود
از شما دعوت به عمل می آید از این وب سایت دیدن فرمایید.
چهارشنبه 13 دی 1391 07:27 ب.ظ
با سلام ...
دوست عزیز شما در پایگاه خبری تحلیلی رودبار ما لینک شدید ...
امیدوارم دوستان خوبی برای هم باشیم ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید