تبلیغات
امانتـــی در دست... - در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست.../ اینجا ایران است!
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟










 

کودک که بودم آرزوهایم کوچک بود. بزرگترین آرزوی آن دورانم این بود که یک آدم با معرفت پیدا شود و اجازه دهد یک دور با موتور سیکلتش بزنم. شاید برخی از اوقات داشتن یک موتور سیکلت را برای خود محال می دانستم.

پس از اینکه شرایط زمانی و مالی تغییر پیدا کرد، موتور سیکلت خریدیم. پس از مدتی داشتن این وسیله نقلیه برایم تکراری شده بود و در پی چیزی بودم که دیگران از آن استفاده می کنند. آری، خودرو؛ مدتی نیز در پی خودرو بودم؛ دورانی بود؛ به یاد آوردن مدل خودروهای عبوری از خیابان و شاید تعریف و تمجید از امکانات و حتی چیزهایی که نداشت.

 

گذشت و گذشت تا اینکه خداوند هر آنچه را که نخواستم به من داد. با سپاس از آنکه دادنش نعمت، ندادنش حکمت و... است.

حال چرا تفسیر دادم؟ چند روز گذشته با چندی از مسئولین کشور، استان و شهرستان به منطقه محروم رحمت آباد رفتیم تا از وضع معیشتی افرادی جویا شویم که بنا به دلایلی مشکلات جسمی برایشان بوجود آمده بود.

در خانه یکی از این افراد که دچار ضایعه نخاعی نیز شده بود، بغض گلویمان را پاره کرده بود وقتی مشاهده کردیم مردی که تصویر بشاش و چهار شانه اش بر روی دیوار نصب شده حالا چطور بر زمین نشسته و حتی حرفی از دهانش جاری نمی شود.

شکسته شدیم وقتی دیدیم چطور سلام می کند، چطور مسئولین را در آغوش می گیرد.

زندگی اش پر از خالی بود و حتی دیوارهای خانه اش آینه ای بود برای غم ها و غصه هایی که برایمان چشم نوازی می کرد.  در آن لحظه ی نا امیدی و بی حوصلگی به یاد آرزوهایم افتادم؛ عجب آرزوهای پوچ و هیچی؛ عجب سادگی بی دلیلی، در آنجا بود که با آه آن مرد که حتی نمی توانست رنگ جاده و خیابان و مردم کوچه بازار و... ببیند، به یاد نعمت بزرگی افتادم بنام سلامتی؛ ای کاش بودید و می دیدید که صادقانه در خواست های کوچکی داشتند که ما انسان های امروزی هرگز بیاد آن نیستیم. از آرزو های بزرگ یکی از خانواده ها داشتن حداقل ها بود؛ شاید باورتان نشود، آرزوی بزرگ آنها داشتن یک حمام و دستشویی آماده سازی شده بود. سرویس هایی که مرد دارای ضایعه نخاعی خانواده بتواند از آنها استفاده کند. مردی که قسم می خورد یکسالی می شود به حمام نرفته و تنها همسر بیمارش که خود عمل سخت قلب را پشت سر گذاشته هر از چند گاهی، آن هم به سختی، مردی که آن روز ها نان آور خانه بود را در تشتی می شوید.

آرزوی مرد پرکار دیروز، دوش گرفتن درست و حسابی امروز بود. روزی که شاید اگر نمی آمد تختی در خانه اش نبود که هر ثانیه رویش دراز کش باشد و نتواند آسمان صاف صاف را ببیند، نتواند آبشار رود را ببیند و نتواند حتی آقا اسماعیل قهوه چی را ببیند که هر روز برایش چای داش مشتی می ریخت.

و خداوند چه صبری داده به خانواده ای که پنج معلول داشت. آرزوی دخترک رفتن به شهر بود، آرزوهایشان چقدر کودکانه و چه زیبا بود. آرزوهایی پر از پاکی و صداقت؛ بوسه بر دستان پر مهر مادران و پدران و بوسه بر دست فرزندانی که پدر و مادران خود را دوست می دارند.

به دور دست ها سفر نکنید، دست پینه بسته مرد و زن همشهریانمان را بنگرید، خدایا چه قسمتی دارد خانواده ای که مادر پیر و پدر پیر تر است، خانواده ای که پنج پسر و دختر معلول در کنار هم از مهر و محبت می گویند. دختری که زخم بسترش توانی برایش نگذاشته. آه... خدای من، چه حکمتی است در این دقایق سخت زندگی؛ بوسه بر دستان بزرگانی که فرزندان خود را، بد سرپرستان، بی سرپرستان، معلولان، سالمندان و.. را کنار سفره ای بی منت جمع نموده اند و بوسه بر دستان پر مهرتان که از کمک به هم نوع کوتاهی نخواهید کرد.

به یادآنهایی باشید که تنها آرزویشان داشتن توپ چهل تکه است!!! کمی همت کنید... اینجا ایران است! چه بگویم که حتی به یاد آوردن آن لحظات پر از غصه است.

تو نیکی می کن و در دجله انداز           که ایزد در بیابانت دهد باز





نوع مطلب :
برچسب ها : lpln psdk wdhn\، v، بهزیستی، ایران، نیازمندان، فقرا، کمک به نیازمندان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 مهر 1391 09:50 ب.ظ
سلام دوست عیز ممنونم از نظر لطف شما
یکشنبه 23 مهر 1391 12:06 ق.ظ
با سلام زتده نگهداشتن یاد شهید کمتر از شهادت نیست.امام خامنه ای حفظه الله
با افتخار لینک شدید.
جهت نشر فرهنگ شهادت و زنده نگهداشتن نام شدا لطفا لینک نمایید.
یکشنبه 16 مهر 1391 10:14 ب.ظ
انهایی كه دم از مسلمانی و عدالت می زنند كجایند؟
یکشنبه 16 مهر 1391 10:12 ب.ظ
بنی ادم اعضای یكدیگرند-كه درافرینش زیك گوهرند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید