تبلیغات
امانتـــی در دست... - امانتی در دست؛ روزتان مبارک خبرنگاران
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟










امانتی در دست

اصالت حق است، خبرنگاری

روایت درد است خبرنگاری

صداقت، رنج، انتقاد، صبوری

شهامت نطق است، خبرنگاری

شاعر: بهرام قربانپور

 

 یکی هست، آنگاه که با نیت خیر می نویسی دعایت کند، یکی هست که در شلوغی شهر نگاهت کند، یکی هست که درکت کرده و آرامت کند و آنگاه که قلم را به حق در دست گرفتی، خدا هست که صدای دلت را بشنود و بی صبرانه در انتظار لحظاتت بماند؛ لحظاتی که آیند و روند و لحظاتی که دیگر عمری باقی نمی ماند از این چند سال، چه خوب و چه بد. بی صبرانه در انتظار لحظات می ماند و آنگاه درد دل هایت را می شنود و با اندوهی از اشک می روی و تنها می مانی با لحظات دلواپسی.

 

تنها او می ماند و اویی نیست جز یکتا و بی همتا. او تنهایت نمی گذارد، پس نفروش آنچه را که امانت اوست، در دستانت. تو انتخاب شده ای از خیل عظیم آنهایی که شاید امیدوارند به جایت باشند؛ اما تو انتخاب شده ای. تمام لحظات با یاد خدا و برای مردم کشورت افتخار باش و تنها دلسوزانه بنویس، شاید مورد لطفش قرار گیری.  این قلم امانتی است در دستانمان و در دستانی که یقیناً روزی گواه آنچه خواهند شد که تو کرده ای. پس سوگند پاکی و راستی و درست کرد اری به لب آر که دیگر وقتی نمانده. تو همانی که امروز شاید مشاور امینی هستی در دریای بی معرفتی روزگار.

تو همانی که وجودت شعله می کشد از عشق به وطن، از عشق به دین و مذهب و تو همانی که در انتظار صبح، تنها بیدار مانده ای و قلبت پر است از ناگفته های خار داری که دلت را پاره پاره کرده. ای خبرنگار، ای هوش و حواس جامعه، ای قانع به روزگار بخوان: ن و القلم و ما یسطرون(قسم به قلم و آنچه می نگارد). تو همان پرچم دار ا طلاع رسانی هستی، تو همان چشم های بینا و گوش های شنوایی و تو همانند پُل، رابط بین مردم و مسئولینی و تو انتخاب شده ای.

روز خبرنگار بر تمامی قلم به دستان به حق و با شرافت مبارک باد.

این اغراق نیست که افتخار است، عشق به مردم و به کشور. دستانتان پر از گل های بهشتی باد که خدا پسندانه و با تمام وجود نوشتید و تنها در ذهنتان جز رضایت حق چیزی نبود.

روز خبرنگار را کلیشه ای نکنیم و نگوییم: این روز بر تلاشگران عرصه اطلاع رسانی با آن رسالت خطیر و آگاهی بخش به افکار عمومی مبارک باد. روز خبرنگار نگوییم: خبرنگاران عزیزان ما هستند، آنها هستند که می بینند و می نویسند و ما هستیم که بر طرف می کنیم تمام مشکلات را. روز خبرنگار نگوییم: این روز بر خبرنگاران صادق، عاقل و عالم مبارک باد، و خرابش نکنیم با خودنمایی هایی که بعضی ها آرزویش را دارند. خبرنگار هرگز دستش را پر نمی بیند با الطاف به ظاهر گونه بعضی ها و نمی فروشد رسالت خویش را به هزاران هزار سکه و دینار. خبرنگار همانی است که با سختی شغلش می سازد و می سوزد.

خبرنگار آنقدر مشغولیات ذهنی دارد که شاید شبها تا صبح برای نوشتن مطلبی بیدار بماند. این شغل با افکار و روحیه سر و کار دارد، آنقدر از ذهنت کار می کشد که دوش و چای، دوای چاره سازی برایش نیست. بیاییم خبرنگاران، این حواسان جامعه را به دید یک انسان ببینیم نه به دید افرادی که در اداره مان مشغول فعالیتند و به قول یکی از دوستان که می گفت: خبرنگاران را به عنوان روابط عمومی اداره خود نبینیم. خبرنگاران اصالت دارند، آن ها بودند که برای تهیه اخبار رفتند و شهد شیرین شهادت را نوشیدند.

محمود صارمی ها رفتند تا ما بمانیم و حفظ و حراست از این دفتر و قلم را بر عهده بگیریم.

خبرنگار واقعی کسی است که تشنه تعریف و تمجید کسی نیست، چشمش به دست محبت و عنایت کسی دوخته نشده و با حداقل ها می سازد. با مردم و منافعشان معامله نمی کند، چون دست خود را برای هیچ  صدقه دهنده با طمعی دراز نکرده است.

او به حقیقت قلم، دین و مردم و اعتقادش هرگز خیانت نمی کند.

چرا باید شرایط جامعه و عرصه ا طلاع رسانی به گونه ای شود که بعضی از دوستان برای یک لقمه نان حلال در پی شغل دیگری باشند؟ خبرنگار قانع است و رسالتش را به فراموشی نمی سپارد، هر چند گاهی بی مهری ها و بی لطفی ها در حقش شود.

در آشفته بازار تعدد خبرنگاران، همه خبرنگارند و همه در پی سر در آوردن از خیل عظیم این دوستداران قلم اند. اما خبرنگار واقعی کیست؟

آنگونه بنویس که بتوانی روزی جواب پس دهی و آنگونه بنویس که قلم و دلت با توست. بگذار دلت بنویسد نه دستت، شاید دستت آنگونه که در خشم و غضب هستی بنگارد اما دلت هرگز دروغ نخواهد گفت. هر آنچه از خبرنگار نویسم کم است، به امید فرداهایی از جنس آینه که حقیقت ها روشن شوند.

17 مرداد، روز خبرنگار مبارک و یاد تمامی خبرنگاران به حق گرامی باد.

در پایان تنها لازم می دانم نوشته یک کودک را که در یکی از سایت ها در خصوص روز خبرنگار نوشته شده بود در وصف شغل پدرش برایتان بازگو نمایم، شاید کسی درک کرد خبرنگار کیست!(( من 6 سالمه امیدوارم مثل بابام خبرنگار نشم چون همه طلب کار بابامم و پول هم کم داریم دوستابابام که توی جلسه شام دعوت می شن بابام نمیشه چرخ بابام پنچره با خط میره در اتاق رییسا مینشینه تا بره تو و مصاحبه زبط کنه بابام شبا خواب وحشتناک میبینه تو خواب میگه چک دارم.))





نوع مطلب :
برچسب ها : روز خبرنگار، شهید محمود صارمی، خبرنگار، ژورنالیست، قلم،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1391 10:35 ب.ظ
آفرین بر جوان سرزمینم...دوستت دارم مهنس...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید