تبلیغات
امانتـــی در دست... - مرگ یا اهداء زندگی...مسئله این است!
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟










برای اولین بار در شهرستان رودبار:

دوکلیه و کبد زنده یاد صفرعلی(پرویز) لطفعلی پور علی آبادی زندگی را به سه انسان هدیه کرد

اهمیت اهدای اعضاء:

در کشور ما ایران، حدود 200 بیمار قلبی در انتظار پیوند قلب، 250 بیمار ریوی در انتظار پیوند ریه و 900 بیمار در انتظار پیوند کبد می باشند که هر ساله حدود 25 درصد از این بیماران در صف انتظار به دلیل نبود عضو پیوندی جان خود را از دست می دهند.

تاریخچه مرگ مغزی:

تا قبل از قرن بیستم تعریف مرگ شامل از دست دادن فعالیت قلب و ریه بود تا زمانی که در سال 1958 توسط متخصصین اعصاب فرانسوی برای اولین بار مرگ مغزی مطرح شد و سپس در سال 1968 دانشکده پزشکی هاروارد تعریف درستی از مرگ مغزی را ارائه نمود.

تعریف مرگ مغزی:

مرگ مغزی به عنوان عدم هوشیاری غیر قابل برگشت همراه با از دست رفتن کامل فعالیت های مغز و ساقه مغز می باشد در حالیکه ضربان قلب می تواند ادامه یابد.

از علل مرگ مغزی می توان به خونریزی داخل مغزی وسیع، سکته مغزی ایسکمیک گسترده همراه با انحراف مغز و آنوکسی اشاره نمود.

حالت های مشابه با مرگ مغزی:

1) بیشترین حالت مشابه با مرگ مغزی هایپوترمی(کاهش درجه حرارات بدن زیر 32 درجه سانتی گراد) می باشد.

2) داروها مثل باربیتوراتها، الکل، مخدرها و محرکهایی مثل آمفتامین

3) کاهش قند خون، افزایش قند خون، هایپوتیروئیدیسم، بیماری آدیسون (کاهش فعالیت غده آدرنال)

4) حالت نباتی پایدار

5) میوتیسم

روش های تشخیص:

الف: معاینات بالینی:

شامل معاینات اعصاب مغزی، وجود مردمک های گشاد و بدون پاسخ به نور، عدم پساخ به درد و ... می باشد.

ب: معاینات پاراکلینیکی:

انجام تست آپنه، انجام نوار مغزی(EEG) در دو نوبت، داپلر عروق مغز، آنژیوگرافی عروق مغز (بهترین روش برای تشخیص مرگ مغزی می باشد)

تائید مرگ مغزی:

متخصصین اعصاب؛ بیهوشی و داخلی، بیمار را در دو نوبت به همراه یک متخصص جراح معاینه می کنند و تائید مرگ مغزی بعد از معاینات و آزمایشات لازم انجام می پذیرد و در نهایت تائید نهایی بر عهده متخصص پزشکی قانونی خواهد بود.

فواید اهدای اعضاء:

شناسایی: مطابق قانون جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/02/1381 کلیه بیمارستان های دولتی و خصوصی موظف می باشند موارد مرگ مغزی ارجاع شده به بیمارستان را به اطلاع واحد فراهم آوری اعضای پیوند برسانند.

در هر بیمارستان سر پرستار بخش ICU مسئول اعلام لیست بیماران مرگ مغزی می باشد.

رضایت خانواده و انتقال:

پس از اثبات مرگ مغزی بیمار و ارزیابی بیمار جهت اهدای عضو می بایست رضایت خانواده بمیار جهت اهدا اخذ گردد. این قسمت از فرآیند اهدای عضو مسئله مهمی است که می تواند یک دهنده احتمالی را به دهنده واقعی تبدیل کند. واکنش مثبت به پذیرش اهدای عضو نتیجه دو چیز است:

1) آگاهی از واقعیت مرگ مغزی

2) اشاعه فرهنگ اهدای عضو در جامعه

نظر مراجع در مورد اهدای اعضای بدن:

بسیاری از مراجع عالیقدر شیعه از جمله حضرت امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری و آیات عظام فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، صافی گلپایگانی، صانعی، بهجت و همچنین مولوی از علمای اهل سنت (مولوی مطهری در شرق کشور) اهدای عضو و پیوند به بیماران نیازمند اعضاء را جایز دانسته اند.

امام خمینی(ره):

بر فرض مذکور(مرگ مغزی قابل برگشت نیست) چانچه حیات انسان دیگری متوقف بر این باشد، با کسب اجازه از ولی میت، پیوند قلب یا کبد و امثال آن جایز می باشد.

مقام معظم رهبری:

با فرض یقیین بر مرگ مغزی و فوت شخص با استفاده از بعضی اعضای چنین جسد میتی جهت پیوند، در صورتی که مصلحت و ضرورت ایجاد کند و هتک و اهانت بر میت تلقی نگردد فی نفسه اشکال ندارد.

«کسی که گرفتاری کس دیگری را بردارد خداوند  72 گرفتاری را از انسان رفع می کند. یک مورد در دنیا و 71 مورد در آخرت وقتی که گرفتاری خیلی بزرگ است»

اشاره: کمی به این فکر فرو رویم که خود یکی از خانواده های نیازمند به پیوند اعضاء هستیم. واقعا چه حالتی در انسان ایجاد می شود زمانی که چشم به راه زنگ تلفنی هستیم که آن طرف خط به ما می گویند عضوی پیدا شده که می تواند بیمارتان را از مرگ نجات دهد. چه حالتی در انسان ایجاد می شود زمانی که یکی از اعضاء خانواده انسان از مرگ حتمی نجات پیدا می کند و آن ساعات چه می گذرد به افرادی که پرپر شدن عزیزشان را شاهد هستند؟ اگر فرد گیرنده عضو از قدرت مالی برخوردار باشد به راحتی می تواند به زندگی باز گردد اما تا به حال به یاد آن جوان روستایی افتاده اید که حتی با کمک دیگران به بیمارستانی در تهران آمده و چشم انتظار هدیه ای از سوی خدا و خانواده ای است؟ اهداء با فروش از زمین تا آسمان تفاوت دارد. در خصوص اهداء اعضاء مرحوم صفرعلی(پرویز) لطفعلی پور باید گفت که از خود گذشتگی خانواده این مرحوم موجب آن گردید تا سه تن از چشم انتظاران به اهداء عضو به آغوش خانواده های خود بازگردند و زندگی تازه ای آغاز نمایند. اهدای عضو اهدای زندگی است. مرحوم لطفعلی پور از این دنیا رفت اما سه انسانرا به دنیا هدیه داد. اعضای بدن او سبب شد تا چشم های پر از اشک آن مادر که فرزندش در انتظار اهداء عضو بود به لبخندی زیبا تبدیل گردد و این خود چیزی نیست جز جوانمردی و انسانیت. یقینا پاداش این اعمال در نزد پروردگار محفوظ است.

متنی که در ادامه خواهید خواند گفتگویی است با خانواده مرحوم لطفعلی پور که صبورانه ایستادند و گفتند تا درسی شود برای آنانی که اهداء را با فروش اشتباه گرفته بودند و دل این خانواده را رنجاندند.

همه انسانیم و انسانیت یعنی مردانگی و از خود گذشتن

علی لطفعلی پور علی آبادی( پدر زنده یاد)

راضی هستم به رضای خدا؛ فرزندم رفت اما با رفتن خود دل خانواده های زیادی را شاد کرد؛ او رفت اما نام و یادش در دل ها جاوید خواهد ماند.

ما این کار را کردیم تا دیگران از ما درس بگیرند و از جان فرزند خود برای زنده ماندن دیگر انسانها بگذرند. ما همه انسانیم و انسانیت یعنی مردانگی و از خود گذشتن؛ زمانی که متوجه شدم پسرم سفر کردنی است رضایت دادم تا اعضای بدنش به آنانی برسد که چشمانتظار لطف خداوند هستند. غم از دست دادن فرزند بسیار سخت است اما صبر هدیه ای بود که خدا به ما داد. از مردم ایران می خواهم نگذارند فرزندانشان زیر خاک بمانند و دستشان از دنیا کوتاه شود، بگذارند رفتن یک فرد زندگی را به چند نفر دیگر هدیه دهد تا هم خدا از ما راضی باشد و هم از آن عزیزی که با رفتن خود، دل های زیادی را شاد کرد.

فرزندمان را در راه امام حسین(ع) قربانی کردیم

گل زمان عباسی( مادر زنده یاد)

پرویز پسر خوبی بود؛ او فداکار، زحمت کش، مظلوم و انسان حلالی بود. من از او راضی هستم و امیدوارم خدا از او نیز راضی باشد. فرزندم رزمنده بود و 2سال و نیم با دشمنان جنگید و در پایان زندگی با رفتنش سه انسان دیگر را به آغوش خانوادههایشان بازگرداند. ما فرزندمان را در راه امام حسین(ع) قربانی کردیم.

 مردم می گفتند خانواده ما می خواهد اعضاء بدن مرحوم را بفروشد

سیده مریم حسینی(همسر زنده یاد)

دو روز بعد از عاشورا بود که زنده یاد برای خواندن نماز ظهر به خانه آمد و پس از خواندن نماز بر سر سفره نشست و مانند دیگر روزها با روحیه ای شاد به خوردن نهار روی آورد. پس از مدت کوتاهی گفت: حالت تهوع و سرگیجه دارم. بدلیل اینکه علائم خاصی در همسرم مشهود نبود بنده احساس کردم شاید مرحوم مسموم شده باشد. کمی گذشت و حال مرحوم وخیم تر شد و در آن زمان بود که مرحوم را به بیمارستان منجیل منتقل کردیم. پس از مدتی نیز متوجه شدم که پزشکان تشخیص داده اند که زنده یاد بر اثر بالارفتن فشار- فشار 22- دچار خون ریزی شدید در مغز و نهایتا سکته مغزی شده است. پزشکان و پرسنل بیمارستان منجیل زحمات زیادی کشیدند اما به نظر بنده این بیمارستان نیاز به تجهیز امکانات دارد. گذشت و زمان اذان مغرب فرا رسید، ناگهان غربتی در دل خود احساس کردم و آن زمان بود که در بیمارستان به سجده رفتم و از خداوند خواستم تا امانتی که در دستانم است را از من نگیرد و اجازه دهد تا خانواده و فرزندان زنده یاد او را ببینند.لحظاتی بعد پزشکان بیمارستان اظهار کردند که زنده یاد باید به بیمارستانی در رشت اعزام شود.مرحوم را به بیمارستان پور سینای رشت برده و در بخش آی سی یو بستری کردیم. چند روز پس از اینکه مرحوم بستری شد با خانواده ام صحبت کردم و موضوع اهداء عضو را عنوان نمودم و همگی قبول کردند که اگر به بازگشت مرحوم امیدی نیست نگذاریم که همچون دیگران تنها در ذهن خودمان بماند بلکه باید کاری کنیم که هم خداوند از ما راضی باشد و هم دل چندین خانواده را شاد کنیم. خداوند کمک کرد و خود را جای فرد و خانواده ای گذاشتیم که در انتظار عضوی است تا بتواند به زندگی خود ادامه دهد. برایمان بسیار سخت بود اما خداوند خود به امور آگاه است و آرامشی به ما هدیه داد که وصف ناپذیر است.در حال رفتن به رشت بودم که در مسیر امامزاده هاشم(ع) با دامادم صحبت کردم و گفتم: ما به خداوند امید داریم اما اگر دیر نشده و امکان دارد اعضاء زنده یاد را اهداء کنیم. پس از هفت روز که زنده یاد در رشت بستری بود تلاش پزشکان نتیجه ای نداشت و مرحوم را به بیمارستان سینا در تهران منتقل کردیم.در آنجا نیز تلاش پزشکان نتیجه ای نداشت و با توکل بر خدا و عهدی که با او و خود بسته بودیم تصمیم بر این شد تا دو کلیه و کبد زنده یاد به انسانهایی که در آرزوی زندگی دوباره هستند اهداء گردد. دو کلیه زنده یاد در تهران بیمارستان های امام خمینی(ره) و شریعتی- و کبد مرحوم در بیمارستان نمازی شیراز به نیازمندان اهداء گردید.

ما به خاطر خداوند و زندگی دیگر انسانها گذشتیم اما شنیدیم که مردم می گفتند خانواده ما می خواهد اعضاء بدن مرحوم را بفروشد و برداشت های اشتباه و ناراحت کننده بسیار دیگری بود. هرگز به مادیات فکر نکرده بودیم و هرگز در این فکر نیستیم. همسرم راننده تاکسی بود و ما با سختی زندگی کردیم.اهداء عضو اهداء زندگی است و زندگی را نمی توان با گرفتن پول اهداء کرد.در خواست بنده از تمامی خانواده هایی که می توانند اعًضاء بدن عزیزشان را قبل از اینکه به زیر تلی از خاک رود این است که انسانهایی در انتظار دستان پر مهر شما هستند، امید بندگان خدا را نا امید نکنید و بگذرید چون خداوند نیز می گذرد. با این عمل خدا پسندانه جان ما آرام گرفته است اما از عزیزانی که عضو به آنها اهداء گردیده است در خواست دارم تا برای همسرم دعا کنند و با اعمال خیر خود ثوابی برای آن عزیز سفر کرده هدیه دهند. از مردم ایران، گیلان و خصوصا رودبار تقاضا دارم برای فرهنگ سازی اهداء عضو تلاش کنند. خدواند خود می دهد و خود می گیرد.

خداوند را شاکریم که با رفتن پدرمان سه انسان به زندگی خود بازگشتند

سولماز(فرزند ارشد زنده یاد)

امیدوارم اعضاء پدرم به انسانهایی رسیده باشد که با کار نیک خود در این دنیا ثوابی برای پدرم در آن دنیا نوشته شود.امیدوارم آن عزیزان و خانواده هایشان برای پدرم دعا کنند.از دست دادن پدر غم بزرگی است اما خداوند خود صبر می دهد و ما خداوند را شاکریم که با رفتن پدرمان سه انسان به زندگی خود باز گشتند.

پدرم زنده است

فاطمه(فرزند زنده یاد)

من احساس می کنم پدرم زنده است. او پدری مهربان و دل پاک بود. مطمئنم که پدرم نیز شاد است چون خداوند این اختیار را به ما داد که بتوانیم انسانها را نجات دهیم و این خود جای شکرگزاری دارد.

خانواده ما مایل بود دیگر اعضاء پدرم نیز اهداء گردد اما...

سمیه(فرزند زنده یاد)

پدرم همیشه سعی می کرد مردم را از خود راضی نگه دارد و با رفتنش نیز سبب شد تا سه انسان با رضایت و سلامت به خانه های خود باز گردند. اهداء عضو سعادتی بود که قسمت ما شد و ما راضی و خوشحالیم و امیدواریم خداوند نیز این اعضاء را بپذیرد. از مادرم متشکرم که سبب شد تا اعضاء جسم پدرم اهدا گردد و امید به زندگی را به گیرندان عضو باز گرداند. خانواده ما مایل بود دیگر اعضاء پدرم نیز اهداء گردد اما مشکل این بود که هنوز فرهنگ اهداء عضو نهادینه نشده است و بسیاری از افراد اهداء را همان فروش میدانند. برنامه ماه عسل که در زمان افطار از سیما پخش می شد نقطه قوتی برایمان بود تا با اهداء اعضاء پدرم و بخشش برای رضای خدا به یاد دنیای باقی باشیم.

پدرم  انسان خیلی خوبی بود

محمد(تنها پسر زنده یاد-کلاس دوم راهنمایی-)

پدرم انسان خیلی خوبی بود. هر چه نیاز داشتم برایم تهیه میکرد. من را به ماهیگیری و کوه می برد. ( مدام در حال گریه)

ما مواظب همدیگر هستیم تو هم از آن دنیا مواظب ما باش

ملیکا(فرزند آخر کلاس پنجم دبستان-)

پدرم همه ما را دوست داشت.وقتی کار خوبی می کردیم ما را تشویق می کرد و می گفت من به شما افتخار می کنم. زمانی که پدرم بر تخت بیمارستان بی هوش خوابیده بود به او گفتم ما مواظب همدیگر هستیم تو هم از آن دنیا مواظب ما باش.





نوع مطلب :
برچسب ها : اهداء عضو، مرگ مغزی، زندگی دوباره، منجیل، علی آباد، رودبار،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 مرداد 1391 03:21 ب.ظ
با سلام . برای ثبت نام اهدای عضو و دریافت كارتش باید كجا مراجعه كرد ؟؟؟
محمد حسین صیادپور با سلام
فکر می کنم سازمان اهداء عضو در تهران می باشد.
و جمعیت های هلال احمر در شهرستان ها
چهارشنبه 17 اسفند 1390 04:27 ب.ظ
روزهای خیلی سختی رو گذروندیم
اما امروز که بعد سه ماه این مطالب رو خوندم جا داره ازتون تشکر کنم اقای صیاد پور
واقعا خوب بود
تا زنده ام این تصویر قشنگ پدرم و این جمله ها از ذهنم دور نمی شه
مرسی از این همه هم دردی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید