تبلیغات
امانتـــی در دست... - او حسین(ع) است و حسین(ع) خود اوست
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟










شاید هرگز حسین (ع) را نشناسیم. شاید هرگز درکش نکنیم. البته دیگران را نمی گویم، خودم و امثال خودم را می گویم که تنها در دهه محرم حسین حسین می کنیم و بر سر و سینه می زنیم. حسین سالار شهیدانی است که او را شناختند. حسین مردی است از جنس آیینه، آب و آسمان؛ او سبز است، سبز مردانگی، مظلومیت، شاید هم رنگ سرخ، رنگ نبردهای حق و شاید هم رنگ نور، آری او رنگ نور است، رنگی از رنگ های خداوند است. کاش  می شد حسین را شناخت، کاش می شد درد دل سالار شهیدان را دانست و بعد بر سر و سینه زد؛ای کاش غم و غصه حسین در تنهایی را درک می کردیم و سپس در مجلس عزایش حاضر می شدیم.

حسین همان راهنما و نجات بخش است، حسین همان مظلوم شهیدان است، حسین همان کربلای خدایی است و حسین همان حسین است.

بر سر و سینه و طبل و سنج و... با زنجیر و دست و... بر بدن می زنیم، بر هم می زنیم؛ کاش می دانستیم حسین از ما چه می خواست؟ آیا حسین مردانگی، شهامت، شهادت در راه خدا، تقوا، راستی و صداقت و... تمام خوبی ها را نمی خواست؟واقعا این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟ چرا برای حسین عزاداری می کنیم؟ چرا حال و هوای محرم با نام حسین عطر آگین می شود؟ جرا نام حسین قلب را آرام می کند و بر دلها نور الهی می تاباند؟ حسین چه کرد که عالم در عزایش می گرید؟ چرا در عزایش نوحه سرایی جان می گیرد؟ این حسین چه کرده که عالمیان در مظلومیتش می گریند؟

او عاشق کربلا بود، او عهدی با خدایش بسته بود، او حسین است و حسین خود اوست. برایت عاشقانه می نویسند، شاید عاشقانه درکت کرده اند، برایت عاشقانه می سرایند، عاشقانه ساقی آب می شوند در مجالس عزایت، برایت عاشقانه بر سینه می زنند، برایت عاشقانه می گریند و برایت عاشقانه یا حسین می گویند. یا حسین(ع)





نوع مطلب :
برچسب ها : او حسین(ع) است و حسین(ع) خود اوست، امام حسین، یا حسین شهید،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 آبان 1391 10:41 ب.ظ
سلام متن تون خیلی قشنگ و مفهومی بود. میشه ازش برای برد خوابگاهمون استفاده کنم؟ راستی از بچه های گیلانم که دانشجوی امیر کبیرم.
محمد حسین صیادپور با سلام...افتخاری برای بنده است که متنم را دیگران مشاهده کنند.
جمعه 26 آبان 1391 12:37 ب.ظ


حسین تشنه آب نبود...تشنه لبیک بود!

ای وای...ای وای بر کسانی...

که به جای حرف های حسین...زخم های حسین را به ما نشان دادند!

موفق و پیروز باشی
جمعه 25 آذر 1390 11:47 ب.ظ
باز این چه شورش است که در خلق عالم است

حالت معنوی خاصی است که انسان بتواندبرای دیگران دعاکند؛دراین حالت است که دعا مستجاب می گردد.
یکشنبه 13 آذر 1390 01:57 ب.ظ
سلام زندگیم
تواین یه هفته کربلا بودم به وبلاگت سرنزدم،مثل همیشه فوق العاده ست
توکربلا ونجف همرام بودی،همیشه وهمه جا بیادتم حتی اگه کنارم نباشی
آرزوی سلامتی وخوشبختی واسه همه مسلمونا رو از آقا خواستم.
عکسای کربلا رو تووبلاگت بزن.

1+

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید