تبلیغات
امانتـــی در دست... - خدایا، نفس هایم ازآن تو...
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟










 

درود بر یکایک دوستان، فرهیختگان، عاشقان، صالحان و صادقان، درود بر پدران و مادران، درود بر شهدای وطنم، درود بر یگانه مرد غایب و حاضر، درود بر وارستگان و درود بر حکیمان، ادیبان و مهرورزان، درود بر قطره های خون پاک شهیدان وطنم، درود بر پدرم که جانباز مهربانی است و درود بر تمام اسیران و ایثارگران، درود بر جانبازهای شیمیایی که نفسم را مدیونشان هستم. درود بر ایتام، درود بر پدر یتیم های کوفه، درود بر عشقم ابالفضل العباس، درود بر حسین جان، درود بر علی اصغر و علی اکبر، درود بر آنی که مرا به خاطر خودم دوست دارد نه بخاطر داشته هایم.....درود بر شما که مرا می خوانی، درود بر قلم به دستان حقیقت نگار...درود....

 

امروز نیز گذشت؛ اما برایم درس های خوبی داشت.

تنها می توانم بگویم:عاشق معبود بمانید، بهترین دوست همانی است که با هزاران دلیل و بی منت شما را آفرید.سر تعظیم فرود می آورم و با صدای دلم  آرام می گویم: خدایاااااااااااااااااااا عزیز دلمی!!!!بغضم را فرو می برم و برای تمام محبت هایش شکر می گویم. خدایا، نفس هایم ازآن تو...خدایا، معبودم، دوستت دارم. همین و بس!!!

در غم محرم و عاشورا ا......خدایا به ما فهم شناخت بده...









نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، محمدحسین صیادپور، هفته نامه شکوفه های زیتون، معبود، عاشق،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 مهر 1394 03:54 ب.ظ
سلام برادر
دلنوشته زیبایی بود.
حسین جان صدای قدمت می آید ارباب....
این خبر را برسانید به کنعانی ها
بوی پیراهن خونین کفنی می آید...
اما نه!کمی صبر کن
آرام زمزمه کن نکند بشنود طفل زیبای رباب
سلام بر آخرین تیر از چله رها شده ارباب که حجت را بر قوم عدو تمام کرد
سلام بر گلوی پاره اصغر
طفل شش ماهه
میراث دار شش ماهه مادر
پس لازم است در آستانه ماهمحرم سلامم را اینگونه تقدیم کنم
السلام علیک یا فاطمه الزهرا س
درود بر تو و قلم متعهد و پاکت
درود بر تو مدیر با لیاقت حال و آینده
زائر بارانی
محمد حسین صیادپور درود
یکشنبه 19 مهر 1394 03:52 ب.ظ
صدای جرس کاروان حسین را می شنوی ...
صدای یگانه ی حقیقت در گوش ناشنوای زمانه چه بیداد می کند: " هل من ناصر ینصری ..."
...
نه ؛ امیدی نیست؛
مردمان سرگرم کار و سکوت ... و نامردمان در تدارک جنگ با ملکوت ...

کل یوم عاشورا؛
کل ارض کربلا ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید