تبلیغات
امانتـــی در دست... - به من نگو ننویس... مگر مردم نامحرم اند؟
 
امانتـــی در دست...
درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم پایم را در کفش بزرگترها بگذارم چون فکر می کردم زودتر بزرگ می شوم. هم اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم پایم را در کفش بچه ها بگذارم، اما... افسوس که کفششان کوچک است.
درود بر تمام قلم به دستان حقیقت نگار. خداوند همین جاست. کنارمان. من او را
می بینم...

مدیر وبلاگ : محمد حسین صیادپور
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین شاخص ها برای انتخاب اعضای شورای اسلامی شهر و روستا نیاز است؟











اگر صادقانه قلم نزنند ...

این روزها سردرگمم، یقیناً از ما اهالی رسانه نمی ترسند، از قدرت قلم و تصویر واهمه دارند. هر چند که انسان نباید جزء از اعمال خطاء خود نزد مخلوق بترسد، اما انسانیم و دنیا برایمان همه چیز شده است. ارباب جراید و اصحاب رسانه می دانند که اگر صادقانه قلم نزنند و به قول معروف یکی به میخ بزنند  و یکی به نعل، خیانتی بزرگ به امانتی که در دستان است قلم نموده اند.

 سخنان نیش دار و سرد

یکی از مهم ترین وظایف همکارانم اطلاع رسانی سریع، صریح و صادقانه است، بدون کم و یا زیاد کردن اخبار و هر آنچه به جامعه مربوط خواهد شد. در این میان قلم به دستان حقیقت نگار بارها سخنان نیش دار و سرد را به جان خریده اند اما حقایق را نوشته و بر ادامه صراط مستقیم اصرار دارند.

پر واضح است، که مردم ولی نعمتان اند و مسئولین بعنوان خدمتگذاران آنان مردم موظف به پاسخگویی هستند. البته پاسخگویی ضابطه مند و قانونی؛ در این میان نقش اصحاب رسانه بیش از پیش نمود پیدا خواهد کرد.

.

.

.

به ادامه مطلب بروید

 


رابط قوی بین مردم و مسئولین

بسیاری از نویسندگان، روزنامه نگاران و خبرنگاران سعی در مستحکم نمودن ارتباط مردم و مسئولین دارند و این مهم به نتیجه قابل قبول نخواهد رسید جزء اینکه هر دو طرف ارتباط صادقانه خود را با اصحاب رسانه حفظ و تقویت نمایند. سالهاست که بنابر وظیفه حقایق گفته می شود، هر چند که گفتن بسیاری از ناگفته ها خطرات و گرفتاری هایی را نیز برایمان دربر داشته، اما خود کرده را تدبیر نیست.

به جان خریدن بسیاری از زخم زبان ها، کار در شرایط سخت، مضرات این کار شیرین و غیر قابل پیش بینی و بسیاری دیگر از یک سو و نداشتن امنیت شغلی و حتی جانی از سوی دیگر خود سبب گردید تا بسیاری از همکاران، سرسختی و استواری را هر لحظه و با ممارست زیاد مشق کرده و بنویسند تا بمانند.  

 

چکشی  که بر سر خبرنگاران می خورد

این همه گفتیم و بافتیم تا بگوییم: به من نگو ننویس، کار من نوشتن است ... آری، جالب اینجاست که خبرنگاران از سوی ارگان ها، ادارات، سازمان و دستگاه ها و... به نشست ها، گردهمایی ها و جلسات و... دعوت می شوند تا گفته ها و شنیده های محافل را به سمع و نظر مردم از طریق رسانه ملی و نشریات برسانند اما اپیدمی ( این قسمت را خبرنگاران ننویسند) همانند چکشی است که در بسیاری از این نوع نشست ها و... بر سر خبرنگاران می خورد.

 

« خبرنگاران محترم این چند جمله را نشنیده بگیرند »

حال دو سوال در ذهن من و همکارانم تداعی می گردد؛ 1- چرا ننویسیم؟ 2- چرا دعوت شده ایم؟

پاسخ سوال دوم که بسیار آسان است، دعوت شده ایم تا دستاورد جلسه، نشست و.. را پرورانده و به نظر مردم برسانیم. پاسخگویی از وظایف مسئولین است و رسانه ای نمودن بسیاری از اخبارها، هشدارها و حتی تصمیمات گرفته شده به مردم، به نفع مردم و مسئولین و یقیناً نظام می باشد.

زمانیکه جلسه با حضور خودی و غیرخودی و یا حتی در برخی از جلسات با حضور افراد نخودی برگزار می شود، چطور برخی اینگونه می گویند: این قسمت را چاپ نکنید، این گفته ام را رسانه ای نکنید، خبرنگاران محترم این چند جمله را نشنیده بگیرند و الی ماشاء الله ....

به نظر شما  مردم  آیا مسئولین شما را نامحرم می دانند؟ اگر نمی دانند چرا مطالبی را که در جلسات عمومی مطرح می کنند که به گوش مردم رسیدنش اشتباه است؟ چرا خبرنگاران را دعوت می کنید و آنها را از نوشتن حقایق منع می کنید؟

 

مردم هستند که می مانند

و اما پاسخ سوال اول که چرا ننویسیم؛ آیا نوشتن های همکاران پرتلاش ما تاثیر بسزایی در جامعه دارد؟ اگر اینگونه باشد که بسیار با ارزش است، پس بگذارید بنویسیم تا مردم بدانند، چون این مردم هستند که می مانند و از حق دفاع می کنند. صرفاً جهت اطلاع آنانی که اصحاب رسانه را درک نکرده و هرگز حساسیت کاری آنان را لمس نمی کنند باید گفت که:

در تنـگنــای سخت نـفسهـای روزگــار         یــا در فـراز شـا دی و ایـام خوشـگـوار

وقت طلـوع صبـح  سپیـد و نـویـد فجر       یــا در کسوف پــر طـپش روزهای تــار

درکـوچ بی صدای امید و سکـوت سرد       یــا مـوسـم  تبـسم گــلـهـای لالــه زار

هنگام گریه های  غم انگیز و اشک  شوق   دلـهـا کـه می شود چـو پرستوی بی قـرار

گـاه هـجوم سیـل غـم  و فصلهـای زرد        یـا در شـکـوه رویش و اعـجـاز نـو بهـار

در عرصه های بیم و هراس و امید و شور    در لـحظه هـای پـر خطر و سخت بیشمار

همـواره پیـش مـردم و همگــام مردمی     در هـر نفس امید تـو ، اقـبـال این دیـار

بـرلـوح بیـکـرانـه ی دلهــا نشـانـده ای        صدهـا هـزار خـاطره از خود به یـادگـار

در انعکــاس عـزت این دشت پـرشهـیـد       آیینـه ای، بـه وسعـت ایــران پــایـدار

حـفـظ حـریـم پـاک خبر اعتقـاد توست         ایران کنـد بـه همت والایت افـتـخــار

این آرزوی خالص« حامد »بـرای توست      بـاشی همیشه در کنف لـطـف کردگــار

بــا خـطـی از طـلا بـنْـگــارم بـرای تـو      بختت بـلنـد، خسته نبـاشی خـبرنـگــار

شاعر:  حسین   بزرگی  ( حامد  )

محمد حسین صیادپور- روزنامه نگار و مدیر هفته نامه شکوفه های زیتون





نوع مطلب :
برچسب ها : محمد حسین صیادپور، هفته نامه شکوفه های زیتون، زیتون، شهرستان رودبار، استان گیلان،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ابزاروبلاگ

ابزار وبلاگنویسی اس ام اس جدید